تبليغاتX
یادداشتهای صبا
 


 
 

یادداشتهای صبا

   
 

   

7يک email از طرف خدا ...

شنبه سی ام تیر 1386     

 

 

امروز صبح که از خواب بيدار شدي،نگاهت مي کردم؛و اميدوار بودم که با

من حرف بزني،حتي براي چند کلمه،نظرم را بپرسي يا براي اتفاق خوبي

 که ديروز در زندگي ات افتاد،از من تشکر کني.اما متوجه شدم

که خيلي مشغولي،مشغول انتخاب لباسي که مي خواستي بپوشي.

وقتي داشتي اين طرف و آن طرف مي دويدي تا حاضر شوي فکر مي کردم

 چند دقيقه اي وقت داري که بايستي و به من بگويي:سلام؛اما تو خيلي

 مشغول بودي.يک بار مجبور شدي منتظر بشوي و براي مدت يک ربع کاري

نداشتي جز آنکه روي يک صندلي بنشيني. بعد ديدمت که از جا پريدي.خيال

کردم مي خواهي با من صحبت کني؛اما به طرف تلفن دويدي و در

 عوض به دوستت تلفن کردي تا از آخرين شايعات ا خبر شوي. تمام روز

 با صبوري منتظر بودم.با اونهمه کارهاي مختلف گمان مي کنم که اصلاً

وقت نداشتي با من حرف بزني.متوجه شدم قبل از نهار هي دور و برت

را نگاه مي کني،شايد چون خجالت مي کشيدي که با من حرف بزني،

سرت را به سوي من خم نکردي. تو به خانه رفتي و به نظر مي رسيد که

هنوز خيلي کارها براي انجام دادن داري.بعد از انجام دادن چند کار،

تلويزيون را روشن کردي.نمي دانم تلويزيون را دوست داري يا نه؟ در

 آن چيزهاي زيادي نشان مي دهند و تو هر روز مدت زيادي از روزت

را جلوي آن مي گذراني؛ در حالي که درباره هيچ چيز فکر نمي کني و

 فقط از برنامه هايش لذت مي بري...باز هم صبورانه انتظارت را

کشيدم و تو در حالي که تلويزيون را نگاه مي کردي،شام خوردي؛ و باز

 هم با من صحبت نکردي. موقع خواب...،فکر مي کنم خيلي خسته بودي.

بعد از آن که به اعضاي خوانواده ات شب به خير گفتي ، به رختخواب

 رفتي و فوراً به خواب رفتي.اشکالي ندارد.احتمالاً متوجه نشدي که من

 هميشه در کنارت و براي کمک بهتو آماده ام. من صبورم،بيش از آنچه تو

 فکرش را مي کني.حتي دلم مي خواهد يادت بدهم که تو چطور با ديگر

ان صبور باشي.من آنقدر دوستتدارم که هر روز منتظرت هستم.منتظر يک سر

 تکان دادن،دعا،فکر،يا گوشه اي از قلبت که متشکر باشد.

 خيلي سخت است که يک مکالمهيک طرفه داشته باشي.خوب،من باز هم

منتظرت هستم؛سراسر پر از عشق تو...به اميد آنکه شايد امروز کمي هم به

من وقت بدی....

+ نوشته شده در  ساعت 15:38  توسط صبا  | 




صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ


پیوندهای روزانه
دل نوشته های یک کودک خیابانی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386

آرشیو موضوعی
××××××××

پیوندها
قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
زیباترین عاشقانه ها تقدیم تو باد
سکوت فریاد ناگفته هاست
غریب آشنا
روزهای مه آلود
دو پرستوی عاشق
قلب من یخ زده؟؟؟...نه خیلی وقته که مرده
زندگی در مسیر کمال
عشق استقلال *ستاره*
عشق *بندگی*عرفان*
خداوند همه را دوست دارد
نگاه شیرین
راه سپید
از کجا؟هنر_معماری_سخن
و خدا مهربان است
یوسف زهرا (عج)بیا
غدیر سبز
فدک راز نهفته زهرا(س)

 RSS 

طراحی قالب

POWERED BY
BLOGFA.COM